سلام

سلام
هر وقت تنها ميشوم - تنهاي تنها - فقط سلام
به نظرم ، انسان تنها ترين موجود اين دنياست و علي رغم اينكه اجتماعي و جمعي زندگي ميكند اما هميشه تنهاست . در تنهايي ، نطفه اش در رحم تاريك اما پر از نور و احساس مادر بارور ميشود و 9 ماه در تنهايي و سكوت ، فكر و روحش شكل ميگيرد ، چراكه بايد پاي به دنيايي بگذارد كه با وجود تمام هياهو و شلوغي آن اما در درون تنهاست و بايد تمرين كند ، 9 ماه تمرين ، فرصت خوبيست براي تحمل تنهايي و انديشيدن در تنهايي و رياضت و عرفان و ديدن آن روي زيباي هستي . 9 ماه در تنهايي و سكوت و بدون همدم و ياوري ، و حتي بدون تعلقات دنيوي ، پاك و طاهر و عريان پا به اين دنياي پر هياهو ميگذارد .
دلا خو كن به تنهايي
كه از تن ها بلا خيزد
سعادت آن كسي دارد
كه از تن ها بپرهيزد
يادمان نرود همين انسان در انتهاي خط زندگي نيز بايد تنها برود و هر آنچه كه داشته و نداشته ، بايد بگذارد و بگذرد – توشه اش براي خودش ، اعمالش و براي تنهايان زنده ، ياد و خاطره .... به تنهايي علي بنگريم كه ميگويد :
بگذاريد و بگذريد
ببينيد و دل مبنديد
كه دير يا زود بايد گذاشت و گذشت
اما همين انسان تنها ، علي رغم تنهايي فطريش بايد با جمع همدم و همراه باشد و بين ابتدا و انتهاي خط زندگي ( تولد و مرگ – كه تنهاي مطلق به معناي واقعي آن است و فقط نداي آسماني تنهائيش را كامل ميكند ) بايد در جمع باشد و با جمع بگويد ، بشنود ، بخندد ، غم ها و شادي هايش را تقسيم كند و ... و در نهايت با جمع به آرامش و تكامل و تعالي برسد .
نميدانم چرا – اماهمين انسان از تنهايي گريزان است – تصور كنيد بدون هيچ امكانات صوتي ، تصويري و نوشتاري در يك اتاق محبوس باشيد و از فكر كردن به موضوعات و دغدغه هاي هميشگي هم خسته باشيد – حالا واقعا چه ميكنيد ؟ حتي خواب به چشمانتان نمي آيد و از راه رفتن هم ديگر خسته و درمانده شديد – حتي مناظر و جاذبه هاي طبيعي هم وجود ندارد كه با ديدن بصري به آرامش برسيد – واقعا چه ميكنيد ؟
چه آرزويي شما را از تنهايي مطلق كه به مرز جنون و ديوانگي ميرساند شما را رهايي ميبخشد و به آزادگي از درون تنهايتان ميرساند . آرزوي يك دوست ، يك همدم ، يك غريبه ، يك زندانبان ، يك دشمن ، يك معشوق ، يك ....برايتان همه زندگي محسوب ميشود ، كه با او حداقل به گفتگو بنشينيد و تنهائيتان را با او تقسيم كنيد. و اينجاست كه شكوه و زيبايي كلمه سلام را ميبينيد .
چه شكوهمند است واژه اي به نام سلام ... هر وقت تنها ميشوم – تنهاي تنها – فقط يك اميد در وجودم شعله اش جوانه ميزند و همواره روشن است و وجودم را زنده نگاه ميدارد و آن كلمه زيباي سلام است ... هيچ دقت كرده ايد كه چه موقع سلام ميدهيم – زماني كه كسي را مقابل خود و در مقابل ديدگانمان ميبينيم ، هيچ شده بدون ديدن كسي سلام دهيد . پس هر وقت كه سلام ميدهيم ، در مقابلمان كسي است.
پس هر وقت تنها ميشوم – تنهاي تنها – تمام آنهايي كه به آنها عشق ميورزم و دوستشان دارم با چشم دل ياد ميكنم و با چشم دل در مقابل ديدگانم قرار داده و ميبينم و به تك تك آنها سلام ميدهم و وقتي سلام دادم آنها را در كنار خود و همراه و همدم و همدل خود ميبينم ، و آنگاه به گفتگو نشستن و از تنهايي درآمدن .
چه زيباست كه در تنهايي ، زيبايي هاي زندگي را در وجود دوستان ياد كنيم و آنها را با دادن سلام فرا خوانده و در پيش چشمانمان ببينيم و در كنارمان احساس و بنشانيم و از تنهايي درآئيم.... وقتي تنها ميشوم تمام احساسات پاك شما را در سيماي شما ترسيم وتجلي و به آن سلام ميدهم و ميگويم و ميشنوم و فكر ميكنم و ميانديشم و ...
اميد – مهر 1386
1111


