تبليغاتX
ترانه های تنهایی من - اشك

اشك

 

بديدم در گذر اشكي

كه ريزد بر دل آتش

بسازد شعله ور آن را

و ميگويد همين بس :

چرا اينك بدين سان

سرنوشتم بايدم باشد

براي به به و چه چه ، ز اميالها

سرنوشتي جز در اين ، آتش نشستن

كه آخر من چرا با اين هواي دلپذيرم

در دل قلبها

و با اين ارزش بالا

در اين درياي قيمتها

بايد شوم ، كباب در اين همه موردها

به آخر گفته اند گريه كند آرام دل ها را

از اين بهتر چه حاصل از براي ما

كه باشد گريه هم در من ، به جز پرواز آتشها

كه حاصل جز نشان نيستي

ز اين گريه فراوان ها ،

ز آن پرواز آتشها !

كه حاصل جز نشان نيستي

ز اين گريه فراوان ها ،

ز آن پرواز آتشها

كه حاصل جز نشان نيستي

ز اين گريه فراوان ها ،

ز آن پرواز آتشها !

 

!! نوشته شده توسط امید | 23:32 | سه شنبه 1387/05/01